درباره

قدمگاه عاشقی


اشعار آیینی فاطمه خواجویی راددر سایت های مختلف انتشار و کد رهگیری دارد لطفا بدون نام شاعر انتشار ندهیدومن الله توفیق

دسته بندي ها

جستجو

لينک هاي روزانه

جعبه پیام




امکانات


آرشيو

خبرنامه

آمار

آنلاین : 1
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 3
بازدید هفته گذشته : 1
بازدید ماه گذشته : 8
بازدید سال گذشته : 455
کل بازدید : 2024

لينک دوستان

کتاب منظو مه های دعا

برچسب‌ها:
نوشته شده در جمعه 2 مرداد 1394 ساعت 12:58 توسط : فاطمه خواجویی راد | دسته : | 76 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  •  

    می شود مولا علی استاد ِ عشق

    بر زبانش خطبه ی فریاد ِ عشق

    لا فتی الا علی شد وصف او

    شد حدیث ِ روشنی از ناد عشق

    او قسیم النّار و جنت می شود

    روز حشرش ،حسرت بیداد ِعشق

    هر دلی تا می شود دربست او

    چلغراغ چشمشان دلشاد عشق

    می شود تنها علی حرزو دعا

    راهگشای ذکرهها ،اوراد عشق

    می شودویرانه های دل چوکاخ

    از نگاه ِحضرت بنیاد عشق

    از مسیر ِ دیدگانم هر بهار

    ماه جاری می شود ،خرداد ِ عشق

    *******************

    هر کجا روی خدا مهمان من

    شمّه ی نام ِ علی بر جان من

    ابر ِ رحمت قصه ی باران علی

    تشنه ی آب ِ حیاتش خوان من

    ای مسلمان ای مسیحی ای یهود

    مذهب ِ مولا علی میزان ِ من

    تا که هستم سر درگریبان ،دردمند

    حلقه ی عین ِ علی درمان ِمن

    غیر عشقش راه دیگر طی نشد

    روز محشر دستگیری ، آن من

    از غدیر قلب ِ مولا می رسد

    شاخ های نور بر ایوان ِ من

    هر کجا بوی خدا مهمان من

    ذکر مولایم علی قرآن  من

    ************************

    دشت چشمم از خدا باران گرفت

    از طلسم ِ شب جدا !سامان گرفت

    صاحب ِ سرّسلونی !شد علی

    در غدیر مصطفی سامان گرفت

    بت شکن بر شانه های آفتاب

    کعبه از مولا علی میدان گرفت

    چون کند یاد علی روشن دلت

    در سواد ِ سینه ات شیطان گرفت

    آن که اصحاب یمین شد با علی

    شد امین الله و با قرآن گرفت

    کاشف سرّ نهان مولا علی

    چشم هایش در عیان  برهان گرفت

    خیل ِ شیعه می خورد آب حیات

    عشق ِمولا چشمه ی حیوان گرفت

     

     

     

    + نوشته شده در  سه شنبه ۲۳ تیر۱۳۹۴ساعت 10:48  توسط فاطمه خواجویی راد  |  نظر بدهید
    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 23 تير 1394 ساعت 13:26 توسط : فاطمه خواجویی راد | دسته : | 63 بازدید
  • []

  •  

    من گرفتارم توسل می زنم
    با عصای چشمتان پُل می زنم
    مسئلت دارم به وقت ِ این دعا
    کن شفیعم چارده مشکل گشا
    رو بکن رو سوی من من سوی تو
    تا شفیع هست آن نبیِّ کوی تو
    آن نبیِّ رحمت درگاه عشق
    در اجابت دست ِ او همراه عشق
    ای تواوّل واسطه در کا ر عشق
    یا محمد !نقطه ی پرگار ِعشق
    گوشه ای از چشم تو در کار من
    چون عصای موسوی شد یار من
    می شوی باران رحمت هم شفیع
    از اجابت می شود دل مستطیع
    یا امیر الو منین روح ِ بهار
    ای شما همسایه با پروردگار
    ای تو حجت بر تمام آسمان
    رو به سویت می نمایم هر زمان
    با" توسلنا بک "خندان، دلم
    ذکر نامت می کند حلَ مشکلم
    آبرومندی به درگاهش علی!
    "اشفعی"بر غربت قلبم ،ولی!
    فاطمه یا فاطمه دخت خدا
    روشنی بخش نگاهِ مصطفی
    ای تو سرور بر زمین و بر زمان
    کن توجّه ! گوشه ی چشمی عیان
    ای تو اگه بر تمام کار ما
    بر سویدای دل و اسرار ما
    "یا وجیه" نزد ِ الله وجه تو
    " اشفعی " بانوپُرم از گنج تو
    یا حسن ای حجت حقّ بر جهان
    رو نمودم سوی تو من ناگهان
    من توسّل برده ام با تو به عشق
    یا حسن ای آیه ی محبوب ِعشق
    نزداو مارا شفاعت کن حسن(ع)
    قاف قُربش را عنایت کن حسن(ع)
    یا حسین بن علی جان جهان
    بر لب ِ هر تشنه ای آب روان
    ای شهید کربلا مشکل گشا
    حجّت پنجم دوای درد ما
    رو به سویت کعبه ی آمال من
    با نگاهت کربلا اقبال ِمن
    دستگیرم می شود روز معاد
    آیه ای در شان تو هرگز مباد
    خود دعایی از توسل می شوی
    عشق ،امید ،توکل می شوی
    می کنی مارا شفاعت نزد دوست
    کن اجابت این دلم پر آرزوست
    اشفعی اقا علیُّ بن الحسین
    زینت ِمحراب های عالَمین
    ای تو حجت بر تمام کائنات
    روی ما سوی شما بی ممکنات
    یا ابا جعفر تویی باقر به دین
    می شکافی علم را عینُ القین
    تا دلِ بشکسته ی ما در بقیعست
    باغ چشمانت شبی مارا شفیعست
    ایُّها صادق تو نور ِراستین
    شیعه بانام شما بی شک قرین
    کن توجّه لحظه ای مولای من
    شد توسّل بر شما ماوای من
    ای تو کاظم ای تو همرنگ خدا
    میله ی زندان به نامت کهربا
    تو شفیع دین و دنیای منی
    رو به سویت می کنم با روشنی
    دست بر بال ملایک می ز نی
    عاشقان را روی لبیک می زنی
    اشفعی آقا علی موسی الرّضا
    ای شما همسایه ی دل های ما
    یا وجیهن عنده ُفرزند عشق
    کن شفاعت این دل دربندعشق
    من شفیع آورده ام یک آشنا
    بابی از حاجت به سویت ای خدا
    تا توسل می زنم من بر جواد
    قُصّه های زندگی بر باد !باد
    یا علی ُّبن محمدیا نقی
    ای که روشن از چراغت متقی
    حجت حق بر زمین و بر زمان
    ای تو هادی اشفعی با ما بمان
    یا ابا مهدی زکیِّ عسکری
    حجت حق! از خلایق بر تری
    پیشگاهش من تورا کردم شفیع
    سامره از تو شود رنگ بقیع
    کن اجابت ای تمام بند دل
    غلُّ زنجیر از شما شد مضمحلّ
    یا وصی ّالعسکری قائم به پا
    "اینَ باب الله "دری را واگشا
    بی شما این کوچه های شهر ما
    بی قرای می کند جلوه نما..........

     

    نوشته شده در چهارشنبه 17 تير 1394 ساعت 1:21 توسط : فاطمه خواجویی راد | دسته : | 78 بازدید
  • []

  • غزل 1

    آسمان واژه ها با نام مولی پاگرفت

    سوره ای از چشم باران بر دل صحرا گرفت

    ریشه های خشک گندم در میان سبزه زار

    روشنایی از پس هر خشکی شب ها گرفت

    شعر ها خالی شدند از خط و خال و زلف و لب

    در رثای آینه هر واژه ی شیدا گرفت

    کعبه هم مجنون ترین دیوانه کوی علی

    روز میلادش تمام ِ ماه را از لیلی گرفت

    من نمی دانم حقیقت چیست ای مولای عشق

    ای تو عین ِهر حقیقت ،از شما فتوا گرفت

    صاف بودی  وساده و بی ادعا عین دعا

    دست تو  دست خدا ،موی علی ،هر جا گرفت

    این شب و  این قدرها شد نقطه ی خال لبت

    مر کز پر گار ِدل از یا علی پهنا گرفت

     

    غزل 2

    مظهر عشقی علی مولای ما

    می شوی معشوقه ی آیینه ها

    می شوی مضمون شعر و شور شب

    هر ترانه با شما دارد صفا

    خوشه های گندم از نامت شکفت

    کوه و دریا هم به تو هست آشنا

    ای تو لبخند تمام کوچه ها

    قرص نانی می شوی با بچه ها

    می شوی یک باب جنت پیش چشم

    فرصتی از بندگی در گوش ما!

    می شوی بر تر زهر آرایه ای

    هیچ کس کی می شود شبه شما

    می شوی تنها خودت تنها علی

    در نمازم در نیازم چون دعا

    آبروی لیله القدری علی

    در شکاف ِ فرق تو نور خدا

    خنده بر محراب و منبر می زنی

    ای نماز بی نیاز از ما سوی

     

    التماس دعا و سپاس از انتقادات و پیشنهادات شما عزیزانم

    برچسب‌ها: امام علی شب قدر
    نوشته شده در سه شنبه 16 تير 1394 ساعت 20:55 توسط : فاطمه خواجویی راد | دسته : | 60 بازدید
  • []

  • خضر چشمانت ،مسیر راه ِ رود

    می شود همسایه با دستان ِ آب

    عزم ابراهیم گشتی در شبی

    تا عیان شد بارگاه ِآفتاب

     

    نیمه شعبان ،شمیم ِچشم ِتو

    نور باران می کند هر کوچه را

    ای که از نام خدا آکنده ای

    شوق باران می دهی هر غنچه را

     

    گوش کردی این خبر را ظهر سرد!

    بر دل هر شیعه شد محشری

    طعنه ی وهابیان !از روی کین

    ما فقط منجی !!نباشد یاوری

     

    گونه های باغبان با صد خراش

    شد پر پروانه ها بر روی دار

    منتظر!؟تا کی بماند پونه ها

    در مسیر چکمه های آبدار!

     

    مرد !می خواهد جهان از فتنه ها

    ای لوای لافتی در آستین

    در زمان ِ فتنه ی آخر زمان

    در امانم کن "هدیً للمتقین"

     

    صلّ الله علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی

    ممنون از انتقادات و پیشنهادات شما عزیزانم

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 12 خرداد 1394 ساعت 19:09 توسط : فاطمه خواجویی راد | دسته : | 86 بازدید
  • []

  • السلام ای بنده ی خوب خدا

    ای حسین فرزند پاک مصطفی

    السلام ای بر گزیده ،بهترین

    ای حسین پور امیر المومنین

    اسلام ای میوه ی باغ بتول

    نسترن ها با شما دارد حلول

    السلام ای خون الله در زمین

    لاله گون از خو نتان شد باغ دین

    السلام از عشق بر ارواح پاک

    در بهشت کربلا بر روی خاک

    یک سلامی تا همیشه تا ابد

    از دل ِبشکسته ی من می رود

    تا که هستم تا که با شم روز و شب

    صد سلام و صد درود با ادب

    در عزایت سو گ عظمی در جهان

    کل ارض ٍکربلا هفت آسمان

    می کند لعنت همیشه هر زمان

    ذات حق بر امت اهریمنان

    می کند لعنت شمارا غاصبان

    غصب کردید ازآسمان

    آسمانی را که بالاتر از او

    من ندیدم لا اله الْا هو...

    دور کردید از حسادت آن مقام

    آن مقامی را که باشد لامقام

    نابرابر جنگتان شد در جهان

    کودکی شش ماهه شد سر باز آن

    آه لعنت بر چنین جنگ و جنون

    یک سرو سر نیزه ها "هم غافلون"

    آه نفرین خدا بر خنجری

    با شقاوت شد فرود حنجری

    با برئت و من برائت می کنم

    سوره یاسین قرائت می کنم

    با شما سلم ْلمن سلام جهان

    بی شما حربْ لمن حارب همان

    آه نفرین بر زیادو آل ِاو

    آل مروان !بی قبیله قال ِاو

    بر امیه آل او لعن و لعین

     

     

     

     

     

     

     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 11 خرداد 1394 ساعت 11:54 توسط : فاطمه خواجویی راد | دسته : | 100 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • منظومه ی حدیث شریف کسا

     

     

    گوش کن اینک حدیثی دلنشین

    راوی آن داستان عین الیقین

     

    تشنه ی آب حیاتی گوش کن

    ساغر بزم کسا را نوش کن

     

    این حدیثی را که نام آن کساست

    داستان جمع اصحاب صفاست

     

    مرکز پرگار آن ها فاطمه

    نور شمع آل طاها فاطمه

     

    خانه  اش برپا شده از جنس نور

    از شعاعش چشم های فتنه کور

     

    او گل باغ رسول الله بود

    بر تمام نیک وبد آگاه بود

     

    در نفس هایش هوای وحی بود

    در وجودش رد پای وحی بود

     

    آسمان از شوکت او شرمگین

    مثل او پیدا نگردد درزمین

     

    مادر بابا، به او زیبنده بود

    نام او بر عرش اعلا کنده بود

     

    باورش از جنس ایمان ویقین

    خار چشم کرکسان ضددین

     

    آسمان خم گشته در تعظیم او

    پیشه ی قدوسیان تکریم او

     

    جلو ه ای از عالم بالا یقین

    جلوه گر گردیده بر روی زمین

     

    نور چشم حضرت خیرالبشر

    همسر مولا علی آن خوش گهر

     

    در یکی از روزها  ختم رسل

    آو که از عطرش شده شرمنده گل

     

    می شود مهمان آن فخر زنان

    آن رسولِ با خلایق مهربان

     

    با گل لبخند وباذکر سلام

    لطف خودرا می کند بر او تمام

     

    می نشیند در کنار فاطمه

    روح سبزی ،در بهار فاطمه

     

    بعد می گوید که ای ریحانه ام

    ای تو نور چشم وای در دانه ام

     

    آن کسایی را که از خاک یمن

    هست ،بردار وبیاور پیش من

     

    می دهد آن را به ختم المرسلین

    می کشد بر سر کسا آن نازنین

     

    درهمین اثنا حسن سر می رسد

    آن شبیهِ بر پیامبر می رسد

     آن که با آیینه ها پیوند داشت
    یک جگر پر خون ز عهد ِبند داشت

    آن کریم آل طاها  باسلام

    می کند بر مادر خود احترام

     

     

    بعد از آن می پرسد ای مادر بگو

    عطرناب کیست ای با آبرو

     

    مادرش می گوید آن احوال را

    از کسا واز حضور مصطفا

     

    می کند با عشق بر جدش سلام

    می رود پیشش به تعظیم تمام

     تا حسن سوی کسا با عشق رفت
    شعر تر در دفترم بی عرق رفت

    بعد از آن اونیز در زیر کسا

    می شود همراه ختم الا نبیا

     

     ساعتی نگذشت بحر بی کران
    جوهر قران حسین ،آب روان
    آمد از شو ق ولی پُر شد دلم
    با سلامش بوستان شد محملم
    کربلادر کربلا با نام اوست
    عاشقان را عاشقی از جام اوست
    رفت سوی جدّخود آن کهکشان
    لحظه ها سر شارِعشقنددر جهان
    چشم ها از تشنگی سر شار ِ آب
    می شوند با یاد نامش ناب ِ ناب

    او هم آخر می رود زیر کسا

    تا شود مشمول الطاف خدا

     

    بعد از او مولا علی سر می رسد

    با لب خندان، معطر می رسد

    قلب  ِقرآن مر کز آیات ِ دین
    شد علی مر تضی در ذات دین
    چشم او روشن به زهرا می شود
    در سرای دل چه غو غا می شود
    یک سلام از عشق بین ِآن دوتا
    باغ ِ ریحان می کند آن لحظه را...
    تا که وارد در کسا آن یار شد
    چشم مست ِمصطفی بیمار شد
    زد شکوفه باغ ِ جان ِ مصطفی
    در ملاقات ِ علی زیر کســــا

    می شود مست از حضورش مصطفا

    می رود او نیز در زیر کسا

     

    نوبت زهرای اطهر می رسد

    نوبت جان پیمبر می رسد

     

    او که عطر وحی دارد در تنش

    او که گل می بارد از پیراهنش

     بعد از آن جمع رسالت پا گرفت
    افتخار ِ انبیا بالا گرفت

    می شود همراه آل الله او

    تا شود با باب خود در گفت وگو

     

    می شود کامل چو جمع پنج تن

    می شود هنگام ایراد سخن

     

    دست بالا می برد رو بر خدا

    می کند آن گاه آن ها دعا

     جان آن ها جان ِ من ای باراله!
    دشمنم برآن که از آن ها رها

    کای خدا !این ها دل وجان من اند

    بسته دل با عهد وپیمان من اند

     

     آیه ی تطهیرو نورتد هر کجا
    هر پلیدی "رجس"از آن ها جدا

    دشمن آن ها به من هم دشمن است

    هر که باشد ضدشان اهریمن است

     

    دوست دارم هر که باشد یارشان

    خوار خواهم هر که خواهد خوارشان

     

    هر که بر آن ها روادارد ستم

    من به جز دشمن بر آن ها نیستم

     

    ای خداوند کریم ومهربان

    ای که آگاهی زهر راز نهان

     

    دور از آن هاکن بد وبدکیش را

    محو کن از جانشان تشویش را

     

    جان یاران مرا تطهیر کن

    پیششان ابلیس را زنجیر کن

     

    در سرای عرش حق با عرشیان

    گفت آن با بندگانش مهربان

     

    بر جلال خود قسم  در این زمان

    می کنم تطهیر شان در هر مکان

     

    هر که باشد یارشان یارش شوم

    هر که خواهد خوارشان خارش شوم

     

    حضرت جبریل چون این حال دید

    بر لبش ناگاه این پرسش دوید

     

    کای خدای مهربان لطفی نما

    تا شوم من هم از اصحاب کسا

     

    حق اجابت کرد وآمد بر زمین

     گفت ای نور خدا روی زمین

     

    خواهشت را حق اجابت کرده است

    بر تو آلت محبت کرده است

     

    داد فرمان تا بگویم با تو راز

    تاابد هستید بی شک سرفراز

     

    ازبدی شد دور جسم وجانتان

    تا قیامت محکم است ایمانتان

     

     

    بعد از آن اونیز شد اهل کسا

    تا ببالد بر ملائک در سما

     

     می دهد روی سخن ذات مبین
    قدسیان ،کروبیان ِراستین
    خلق کردم این جهان و آن جهان
    از برای فاطمه جانان ِ جان
    "هُم اهلُ بیت ِالنبوّه:....فاطمه
    محور هر دو جهان در خاتمه
    هر کجا ذکر شریف این کسا
    شد اجابت هر دعای بی ریا
    می رساند عشق آنان را سلام
    یک سلام جاودانه با دوام.....
    دست ها شد از اجابت از یقین
    پر شده است از رحمت للعالمین

     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 5 خرداد 1394 ساعت 19:20 توسط : فاطمه خواجویی راد | دسته : | 84 بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    سفر به ترکیه | فرش کاشان | آژانس هواپیمایی | منزل مبله شیراز | دستگاه فلزیاب | کفسابی | فلزیاب دست ساز | هتل و اقامت | دیاگ | میز کانتر | گیت کنترل تردد | نوبت دهی پزشکان شیراز | هاست ارزان | پاپ آپ نمایشگاهی | فلزیاب | دکتر نوروزیان | فلزیاب | منزل مبله شیراز | لباس هندی | سفر به تایلند| ثبت شرکت | فلزیاب | راهنمای سفر | سفر به گرجستان | منزل مبله شیراز | فلزیاب | سفر به روسیه | محمد دبیری
    X
    تبليغات